فصل اول: لولوبیان در آینه متون آشوری


از مجموعه «از کلهر تا ماد. روایت نابودی یک فرهنگ»
پژوهشگر: یونس پرویز

مقدمه: صدایی از دل خاک‌های بین‌النهرین

اگر بخواهیم نخستین تصویر از لولوبیان را بازسازی کنیم، باید به سراغ دشمنانشان برویم: آشوریان. امپراتوری آشور که تاریخ خود را بر لوح‌های گلی و سنگ‌های یادبود حک می‌کرد، برای لولوبیان تنها یک نقش قائل بود: «دشمن کوهستانی».

اما همین گزارش‌های یک‌طرفه و پر از تکبر، امروز تنها پنجره ما به دنیای لولوبیان است. در این فصل، این متون را نه به عنوان «حقیقت مطلق»، بلکه به عنوان مدارکی برای خوانش بین‌الخطوط بررسی می‌کنیم.


۱. نخستین اشاره: کتیبه نارام‌سین (سده ۲۳ پیش از میلاد)

قدیمی‌ترین اشاره به لولوبیان به دوره اکدی بازمی‌گردد. در کتیبه نارام‌سین، شاه اکد، از پیروزی بر «لولوبوم» در کوهستان سخن می‌گوید. این نشان می‌دهد:

  • لولوبیان دست‌کم از هزاره سوم پیش از میلاد در زاگرس حضور داشته‌اند.
  • آنان چنان قدرتمند بودند که شاهان بزرگ بین‌النهرین را به خود مشغول کرده بودند.
  • اصطلاح «لولوبوم» احتمالاً شکل اکدی شده نام این قوم است.

۲. لولوبیان در عصر آشور نو (۹۰۰-۶۰۰ پیش از میلاد)

در دورانی که آشوریان به اوج قدرت خود رسیدند، نام لولوبیان بارها در متون آنان تکرار می‌شود:

الف) در کتیبه‌های تیگلت‌پیلسر سوم (۷۴۵-۷۲۷ پ.م):
او از لشکرکشی به «سرزمین لولوبی» سخن می‌گوید و ادعا می‌کند «آنوبانینی»، شاه لولوبیان را شکست داده است. این نخستین بار است که نام یک شاه لولوبی ثبت می‌شود.

ب) در گزارش‌های سارگون دوم (۷۲۲-۷۰۵ پ.م):
سارگون از «سرکوب شورش لولوبیان» می‌نویسد و توصیفی از جغرافیای آنها ارائه می‌دهد: «سرزمینی کوهستانی با گذرگاه‌های دشوار».

ج) در کتیبه‌های آشوربانیپال (۶۶۸-۶۲۷ پ.م):
آخرین اشاره‌های مهم به لولوبیان را می‌بینیم. آشوربانیپال از دریافت «خراج از لولوبیان» سخن می‌گوید، که نشان می‌دهد:

  • لولوبیان تا اواخر دوره آشور نیز استقلال نسبی خود را حفظ کرده بودند.
  • آنان سازمان سیاسی مشخصی داشتند که می‌توانست خراج بپردازد.

۳. رمزگشایی از توصیف‌های آشوری

آشوریان همیشه یک الگوی زبانی ثابت برای توصیف دشمنان کوهستانی خود داشتند. وقتی می‌گویند لولوبیان:

  • «در کوه‌ها مانند پرندگان لانه دارند» → یعنی ساختار سکونتگاه‌های دفاعی و غیرقابل دسترس.
  • «راه‌هایشان مانند ریسمان پیچیده است» → یعنی آشنایی کامل با جغرافیای پیچیده زاگرس و استفاده از آن برای جنگ‌های نامتقارن.
  • «خدایان خود را می‌پرستند» → یعنی دارای نظام اعتقادی مستقل و غیرآشوری.

این توصیف‌ها، برخلاف قصد آشوریان، تصویری از یک جامعه سازمان‌یافته، مقاوم و دارای هویت مستقل ترسیم می‌کنند.


۴. شاه آنوبانینی: نماد مقاومت لولوبی

نام آنوبانینی (Anubanini) کلیدی است برای فهم جهان لولوبیان:

  • آنو (Anu): بخش نخست نام، اشاره به خدای آسمان در بین‌النهرین دارد. این نشان می‌دهد لولوبیان تحت تأثیر فرهنگ همسایه بودند یا دست‌کم، از عناصر فرهنگی آنان استفاده می‌کردند.
  • بانینی (Banini): ممکن است با ریشه «بان» (بلندی، ارتفاع) در زبان‌های محلی مرتبط باشد.
  • نقش برجسته آنوبانینی در سرپل ذهاب (درمنطقه کلهرنشین) نشان می‌دهد که لولوبیان سنت یادمان‌سازی و ثبت تاریخ خود را داشتند.

۵. پرسش‌های بی‌پاسخ متون آشوری

متون آشوری در عین حال پرسش‌های بزرگی را بی‌پاسخ می‌گذارند:

  • ساختار داخلی حکومت لولوبی چگونه بود؟
  • زبان و خط آنان چه بود؟
  • روابط آنها با همسایگان دیگر (عیلامی‌ها، گوتی‌ها) چگونه بود؟

این سکوت‌ها نشان می‌دهد آشوریان تنها یک وجه از لولوبیان—وجه نظامی— را می‌دیدند و علاقه‌ای به ثبت فرهنگ و تمدن آنان نداشتند.


۶. نتیجه‌گیری فصل: از دشمن‌نگاری تا واقعیت تاریخی

خوانش انتقادی متون آشوری به ما می‌گوید:
۱. لولوبیان قدرتی باثبات و ریشه‌دار در زاگرس بودند که برای قرن‌ها با ابرقدرت منطقه درگیر بودند.
۲. آنان ساختار سیاسی متمرکز (با شاهانی مانند آنوبانینی) داشتند.
۳. جغرافیای قلمرو لولوبی تقریباً منطبق بر غرب زاگرس مرکزی (منطقه کلهرنشین امروز) بود.
۴. ناپدید شدن نام لولوبیان از متون پس از سقوط آشور، به معنای نابودی فیزیکی آنان نیست، بلکه احتمالاً به معنای تغییر نام هویت سیاسی آنهاست.

سخن پایانی این فصل: متون آشوری پرده اول از نمایش لولوبیان را بالا می‌زنند، اما برای دیدن پرده‌های بعدی، باید به سراغ زمین (باستان‌شناسی) و زبان (گویش کلهری) برویم.

ایشتار نام یکی از الهه‌های آشوری است. ایشتار (عشتار) همتای اینانای سومری ها و مرتبط با الهه سامیان شمال غربی یعنی الهه عشتروت است. آنونیت، آستارته و آتارسامَین نام‌های دیگری برای ایشتار هستند. در اسطوره‌ها او را ایزدبانوی نشاط عشق می‌دانند. در اساطیر بابلی ایشتار خدای عشق و باروری نیز هست. روزی ایشتار عاشق تموز می‌شود، ولی تموز با حمله یک گراز کشته شده و به دنیای مردگان برده می‌شود، که بابلیان به آن دوزخ نام آرلو می‌دادند و ارشکیگال خواهر حسود ایشتار بر آن تسلط داشت. ایشتار به اندوه سخت گرفتار شد و تصمیم گرفت به آرلو سفر کند و با شستن زخم‌های تموز در یکی از چشمه‌های شفابخش زندگی را به وی بازگرداند. چون ایشتار به آرلو فرو می‌رود، توسط خواهرش زندانی می‌شود. زمین که از وجود او الهام نمی‌گرفت، همۀ هنرها و راه‌های عشق‌ورزی را یکباره فراموش کرد. جمعیت کم شد و خدایان که دریافتند قربانی‌های زمین کاهش یافته پریشان شده و فرمان دادند که ارشکیگال خواهرش ایشتار را آزاد کند و او به فرمان خدایان گردن نهاد؛ ولی ایشتار به بازگشتن زمین جز آنکه تموز را با خود همراه ببرد خرسندی نمی‌داد تا اینکه درخواست وی پذیرفته شد.

Satuni

او در نقش برجسته خود با سلاح و زیرپا گذاشتن دشمنان دیده می‌شود. در کنار نقش برجسته، کتیبه ای به زبان اکدی وجود دارد که به حفاظت از ایزدان شمش و آداد اشاره می‌کند.[۲][۵]

ساتونی (به انگلیسی: Satuni، اکدی: 𒊓𒌅𒉌) پادشاه لولوبی در ۲۲۷۰ پیش از میلاد بود. او پس از آنوبانینی، حاکم لولوبی‌ها شده بود.

او توسط نارامسین اکدی نوهٔ سارگون، شکست خورد و این پیروزی نارامسین در کتیبه او ذکر شده است.[۱]

از مجموعه «از کلهر تا ماد. روایت نابودی یک فرهنگ»
پژوهشگر: یونس پرویز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *