فصل ششم: ریشهیابی نامهای کلهر در زبانهای باستان
مجموعه «از کلهر تا ماد. روایت نابودی یک فرهنگ»
پژوهشگر: یونس پرویز
مقدمه
مطالعه نامهای خاص،یکی از ابزارهای مهم در باستانشناسی زبانی و بررسی پیوستار فرهنگی یک جامعه است. نامها، برخلاف بسیاری از واژگان روزمره، گاه در برابر دگرگونیهای سیاسی، اداری و زبانی مقاومت بیشتری نشان میدهند و میتوانند لایههایی کهن از زبان، جغرافیا، آیین، معیشت و ساختار اجتماعی یک منطقه را در خود حفظ کنند.
زاگرس غربی، بهویژه منطقه گیلانغرب به عنوان یکی از کانونهای اصلی هویت کلهری، از نظر تاریخی و زبانی جایگاهی ویژه دارد.
یکی از پدیدههای برجسته در نامشناسی منطقه کلهر، بسامد قابل توجه نامهایی است که با تکواژ «پَر» آغاز میشوند. این فصل به بررسی ریشهشناختی، ساختار واجی و پیوند تاریخی این دسته از نامها با زبانهای ایرانی باستان و میانه، بهویژه پهلوی اشکانی، پهلوی ساسانی و سنت زبانی زاگرس غربی کلهری میپردازد.
تبارشناسی واجی تکواژ «پَر» در کلهری
در فارسی امروز، «پُر» و «پَر» نوشتاری نزدیکاند، اما در کلهری آوایی یکی نیستند. «پُر» با مصوت /u/ در کلهری به «پِر» یا «پیر» بدل میشود؛ پس واژهای که واقعاً «پُر بودن» را برساند، به این آواها میگراید، نه «پَر». بنابراین نامهای دارای آوای «پَر» در گیلانغرب و حوزه کلهر با «کثرت» بیارتباطاند و باید ذیل تکواژ کهن «Par/Parā» بررسی شوند؛ تکواژی که در ایرانی باستان و میانه بارهایی چون پیشی، برتری، پیرامون، حفاظت و مرز داشته است.
۲. ریشهشناسی «پَر» در زبانهای باستانی
در زبانهای هندواروپایی، هندوایرانی، اوستایی و زبانهای ایرانی میانه، صورتهایی مانند par، para، parā و pari با معناهای نزدیک اما متفاوت دیده میشوند. این ریشهها در ساخت واژههای دینی، جغرافیایی، نظامی و اجتماعی نقش داشتهاند.
میتوان حوزه معنایی این تکواژ را در چند محور اصلی بررسی کرد:
۱. فرارَوی، پیشی و برتری
در این معنا، par یا parā به مفهوم گذشتن، پیش رفتن، فراتر رفتن، پیشدستی کردن و به مرتبه بالاتر رسیدن نزدیک است. چنین مفهومی در نامهایی که با شکوه، پیروزی، پیشوایی یا برتری خانوادگی پیوند دارند، اهمیت دارد.
۲. پیرامون، مرز و حفاظت
صورت اوستایی pari و بازماندههای آن در زبانهای ایرانی، مفاهیمی چون پیرامون، اطراف، گرداگرد، محافظت و احاطه را در بر میگیرد. در پهلوی نیز صورتهایی مانند pērāmōn یا pēr-mōn به معنای پیرامون و اطراف شناخته شدهاند. از این حوزه معنایی میتوان به نقشهای اجتماعی مانند مرزبان، پاسدار، نگهبان راه، نگهبان قلعه و ساکن سرحدات رسید.
۳. پیشینه، اصالت و تبار
در برخی ترکیبها، par یا paurva با مفهوم پیشین، نخستین، کهن، اصیل و وابسته به گذشته پیوند مییابد. این معنا در نامهایی که به تبار، خاندان، اصالت ایلی یا حافظه تاریخی اشاره دارند، اهمیت ویژه دارد.۳. تحلیل نامهای بومی کلهر
۳. تحلیل نامهای بومی کلهر
در این بخش، نامهای دارای پیشوند «پَر» بر اساس حوزه معنایی و کارکرد تاریخی دستهبندی میشوند. باید تأکید کرد که این تحلیلها مرحلهای از پژوهش باز و در حال تکمیل است. برخی نامها از نظر ریشهشناختی تا حدی قابل تأییدند، اما هنوز نیازمند بررسی تطبیقی بیشتر با منابع پهلوی، اوستایی، گویشهای زاگرسی، دادههای میدانی و اسناد ثبت احوال هستند.
الف. نامهای مرتبط با شکوه، پیشی و پیروزی
پرویز
Parwēz
ریشهشناسی:
صورت پهلوی این نام Parwēz است و در سنت ایرانی میانه با مفهوم پیروزی، پیشی و غلبه ارتباط دارد. در تحلیل ریشهشناختی، میتوان آن را با پیشوند par به معنای فراتر، پیشتر یا برتر، و بخشی مرتبط با پیروزی و تاختن بررسی کرد.
معنی و تحلیل:
پرویز به معنای پیروزمند، فاتح، پیشرونده و کسی است که از مرزهای عادی عبور میکند. این نام در حافظه تاریخی ایران با خسرو پرویز، شاهنشاه ساسانی، پیوندی روشن دارد. با توجه به حضور پررنگ سنت ساسانی در غرب ایران و آثار منسوب به دوره ساسانی در نواحی گیلانغرب مخصوصا دو آتشکده این شهر و پیرامون آن، باقیماندن این نام در حوزه کلهر احتمالا نشاندهنده حافظه تاریخی ساسانی در زاگرس غربی باشد.
پرنو
Par-nō / Par-now
ریشهشناسی:
این نام را میتوان ترکیبی از par به معنای پیشین، برتر یا فراتر، و nō به معنای نو، تازه یا نامآور دانست.
پرندین
Parandīn
ریشهشناسی:
این نام با واژه «پرند» در پهلوی و فارسی کلاسیک پیوند دارد. پرند به معنای حریر، دیبای منقش، پارچه نفیس و گاه شمشیر جوهردار و براق آمده است. پسوند «ین» نیز در زبانهای ایرانی برای نسبت و اتصاف به کار میرود.
پروین
Parwīn
ریشهشناسی:
پروین نام خوشه ستارهای ثریا است. در متون ایرانی، صورتهای کهن این نام با مفاهیم پیشین، نخستین و پیشرو مرتبط دانسته شدهاند. در سنت اوستایی، صورتهایی مانند paoirya یا paoiriia با معنای نخستین و پیشین قابل مقایسهاند.
ب. نامهای مرتبط با مرزبانی، حفاظت و ساختار دفاعی
پرواره
Parwāra
ریشهشناسی:
پرواره را میتوان با صورتهایی مانند parwār یا parwāra در حوزه معنایی حفاظت، نگهداری، حصار و پناهگاه بررسی کرد. همچنین باید آن را با واژههای مرتبط با پروردن، پروراندن و محافظت در زبانهای ایرانی سنجید.
پرهوده
Parhūda
ریشهشناسی:
این نام نیازمند بررسی تطبیقی بیشتری است. میتوان آن را در ارتباط با ریشههای پهلوی مرتبط با نگهبانی، پاسداری و مرزبانی بررسی کرد. صورتهایی مانند pahr، pahrag، pahrōdag یا ترکیباتی نزدیک به pahr-pān از نظر معنایی قابل توجهاند، اما باید با احتیاط به آنها استناد کرد.
پرور
Parwar
ریشهشناسی:
پرور با ریشههای ایرانی مرتبط با پروردن، نگهداری، حمایت و رشد دادن پیوند دارد. در پهلوی، parwardan به معنای پروردن و پرورش دادن شناخته شده است..
پرمهر
Par-mihr
ریشهشناسی:
پرمهر ترکیبی از par به معنای برتر، فراتر یا دارای مرتبه بالاتر، و mihr به معنای مهر، پیمان، خورشید، محبت و ایزد نگهبان عهد در سنت ایرانی است.
ج. نامهای مرتبط با جغرافیا، کوهستان و زیستبوم زاگرس
پرما / پرمور
Par-mūr
ریشهشناسی:
این نام از ترکیب par و واژه بومی mūr ساخته شده است.واژه «مور» در جغرافیای زاگرس میتواند چند لایه معنایی داشته باشد. نخست، به برجستگی زمین، تپه، پشته اشاره میکند. دوم، در سنت شفاهی کلهری، «مور» با آواز، سوگآوا، روایت موسیقایی و حافظه آیینی نیز پیوند دارد.بر این اساس، پرمور میتواند به معنای ساکنان فراز تپهها، وابستگان به پشتهها و بلندیها، یا خاندان پاسدار آواها و آیینهای کهن تفسیر شود. این نام از نظر پیوند میان جغرافیا و فرهنگ شفاهی اهمیت زیادی دارد.
پرشخو
Par-šaxw
ریشهشناسی:
پرشخو از ترکیب par و واژه بومی šax یا šaxw ساخته شده است. در گویشهای زاگرسی، «شخ» یا صورتهای نزدیک به آن با صخره، سنگ سخت، تیغه کوه و زمین سنگلاخی ارتباط دارد.
پرانداخ / پرنداخ
Par-andākh
ریشهشناسی:
این نام را میتوان با ریشه ایرانی andāxtan یا انداختن در معنای طرحکردن، بنیاد نهادن، افکندن، پیشافکندن یا آغاز کردن بررسی کرد. با این حال، برای نتیجهگیری قطعی باید صورتهای محلی، تلفظ سالمندان و اسناد ثبتی قدیمی مقایسه شود.
د. نامهای مرتبط با دانش، فرمانروایی و منزلت اجتماعی
پرموز
Par-mōz
ریشهشناسی:
پرموز از ترکیب par و mōz یا صورتهای نزدیک به آموز، آموزش و دانایی قابل بررسی است. در زبانهای ایرانی، ریشههای مرتبط با آموختن، آموزاندن و دانستن در ساخت واژگان دانشی و آموزشی نقش داشتهاند.
پرمر
Par-mar / Par-mār
ریشهشناسی:
پرمر از ترکیب par و mar یا mār ساخته شده است. این جزء دوم در زبانهای ایرانی چند مسیر تفسیری دارد و باید با احتیاط بررسی شود.
معنی و تحلیل:
در یک خوانش، mar میتواند با شمار، حساب، سنجش و اندیشه ارتباط داشته باشد. در این صورت، پرمر میتواند به معنای حسابگر بزرگ، سنجنده، معتمد مالی یا صاحب تدبیر باشد.
در خوانش دوم، mār به معنای مار، به عنوان نماد آیینی، اسطورهای یا توتمیک قابل بررسی است. با توجه به نامهایی مانند سومار / سومار، امکان پیوند این واژه با جغرافیای آیینی و نمادین منطقه نیز وجود دارد. این بخش نیازمند بررسی میدانی، مقایسه با نامجایها و دادههای باستانشناختی است.
پریشور
Par-yšwar / Par-īšwar
ریشهشناسی:
پریشور از نامهایی است که باید با احتیاط بیشتری تحلیل شود. برای آن میتوان مسیر احتمالی در نظر گرفت. ارتباط با واژه «کشور» یا صورتهای کهنتر آن در معنای قلمرو، سرزمین و ناحیه است. در این حالت باید توضیح داده شود که چگونه افت واج آغازین یا دگرگونی آوایی در گویش محلی ممکن است صورت «یشور» را پدید آورده باشد.پریشور میتواند به معنای مرزبان قلمرو، دارنده سرزمین یا حاکم ناحیه باشد.
پرنیان
Parnyān / Parniyān
ریشهشناسی:
پرنیان در فارسی و پهلوی با معنای حریر، دیبای لطیف و پارچه نفیس شناخته میشود و با واژه پرند نیز ارتباط معنایی دارد. با این حال، صورت Parni از نظر تاریخی اهمیت ویژهای دارد، زیرا پرنی نام یکی از گروههای داهه و مرتبط با برآمدن اشکانیان دانسته شده است.
پروَ / پروه
Parwa / Parwa
ریشهشناسی:
پرو یا پروه را میتوان با صورتهای کهن paurva یا parwa در معنای پیشین، نخستین، جلوتر و پیشرو مقایسه کرد. در زبانهای ایرانی، ریشههای مرتبط با پیش بودن و جلوتر رفتن در ساخت نامها و لقبها نقش داشتهاند.
۴. ثبت احوال مدرن و تثبیت نامهای کهن
بسیاری از این نامها پیش از ثبت رسمی، در سنت شفاهی کلهر به عنوان نام کوچک، لقب، نام تیره، نام خاندان یا نشانهای بومی شناخته میشدهاند. با گسترش نظام ثبت احوال در دوره پهلوی اول، بهویژه در دهه ۱۳۱۰ خورشیدی، مأموران سجل احوال وارد مناطق ایلی و روستایی شدند و بسیاری از این نامهای محلی را به عنوان نام خانوادگی رسمی ثبت کردند.
۵. اهمیت نامهای «پَر» در پیوستار فرهنگی کلهر
بسامد نامهایی که با «پَر» آغاز میشوند، در گیلانغرب و حوزه کلهر پدیدهای تصادفی نیست. این نامها را میتوان نشانههایی از یک نظام کهن نامگذاری دانست که در آن جغرافیا، نقش اجتماعی، جنگاوری، مرزبانی، اصالت، دانش، آیین و حافظه تاریخی در قالب نام حفظ شدهاند.
این پژوهش هنوز باز است و نباید همه تحلیلها را قطعی دانست. ریشهشناسی نامهای بومی، بهویژه در منطقهای مانند زاگرس غربی، نیازمند احتیاط و چندلایهخوانی است. شباهت آوایی بهتنهایی برای اثبات ریشه کافی نیست. هر نام باید از چند مسیر بررسی شود:
بنابراین، نامهایی که در این فصل آمدهاند، در سه سطح قرار میگیرند: برخی تا حدی قابل تأییدند، برخی نیازمند بررسی تطبیقی بیشترند و برخی به عنوان فرضیه پژوهشی مطرح میشوند تا در آینده با دادههای میدانی و منابع مکتوب تقویت یا اصلاح شوند.
نتیجهگیری
نامهای آغازشونده با «پَر» در حوزه کلهر، بهویژه در گیلانغرب، تنها مجموعهای از نامهای خانوادگی نیستند. این نامها بخشی از حافظه زبانی و تاریخی مردم منطقهاند. در ساختار آنها ردپای مفاهیمی چون پیشی، برتری، مرزبانی، حفاظت، اصالت، دانش، پیمان، کوهستان، تپه، صخره و آیین دیده میشود.
از این منظر، نامشناسی کلهری میتواند به عنوان یکی از راههای بازسازی تاریخ فرهنگی زاگرس غربی به کار رود. این نامها نشان میدهند که زبان کلهری فقط یک ابزار گفتار روزمره نیست، بلکه حامل لایههایی از گذشته ایرانی، پهلوی، پارتی، ساسانی و زیستبوم کهن زاگرس است.
بسامد چشمگیر تکواژ «پَر» در نامهای کلهری، یک نشانه زبانی مهم است؛ نشانهای از جامعهای که خود را در پیوند با مرز، کوه، تبار، پیمان، پیشینگی و حفاظت از سرزمین تعریف کرده است. از همین رو، بررسی این نامها بخشی از پروژه بزرگتر شناخت پیوستار فرهنگی کلهر، از دوران باستان تا روزگار معاصر است.
این فصل باید در آینده با افزودن نامهای تازه، ضبطهای میدانی، بررسی شجرههای محلی، منابع ثبت احوال، منابع پهلوی و دادههای باستانشناختی کاملتر شود. پژوهش حاضر گامی مقدماتی در مسیر بازخوانی نامهای کهن کلهری و جایگاه آنها در تاریخ زبانی زاگرس غربی است.
مجموعه «از کلهر تا ماد. روایت نابودی یک فرهنگ»
پژوهشگر: یونس پرویز
- پروژه از کلهر تا ماد و پژوهشهای زاگرس غربی
- تاریخ و ساختار درونی ایل کلهر
- زبان کلهری و پیوندهای تاریخی آن
- پژوهشهای تمدن ماد در زاگرس

![El rei Anubanini. Porta una destral, un arc i una fletxa. Té el pit nu, una faldilla curta, un barret d'ala ampla i sandàlies[9][10]](https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/2/27/Anubanini_relief_constituents_King_Anubanini.jpg/500px-Anubanini_relief_constituents_King_Anubanini.jpg)











