فصل سوم: تداوم زبانی و فرهنگی از لولوبیان تا ماد و کلهر
۱. زبان به مثابه حافظه تاریخی
زبانهای محلی زاگرس، بهویژه گویش کلهری ، فراتر از یک ابزار ارتباط صرف، حامل حافظه تاریخی و فرهنگی این منطقه هستند. واژگان، پسوندها و الگوهای دستوریِ موجود در این گویش، بازتابی از شیوه زندگی، تقسیمبندی زیستبومی و رفتار اجتماعی نسلهای پیشین است.
واژگان کلیدی و مفاهیم کهن در کلهری:
- اَنو (Anu): به معنای هیبت و ترس مقدس. این واژه همریشه با «آنو»، خدای آسمان در بینالنهرین، و بخش نخست نام «آنوبانینی»، پادشاه لولوبی، است.
- تیل/تیژ (Tīl/Tīzh): حامل مفاهیم دوگانهٔ تلخ/نابودکننده و تیز/خوب؛ بازتابدهندهٔ یک نظام ارزشگذاری و طبقهبندی دوقطبی جهان.
- بان (Bān): به معنای بلندی و بالا. این واژه بخش دوم نام آنوبانینی است و نمادی از اقتدار و دیدگاه کوهمحور به شمار میرود.
- ـنی/نی (-nī / nī): یک پسوند مالکیت که همریشه با پسوندهای مشابه در زبانهای ایلامی و اکدی دانسته میشود.
- ایش (Eysh): به معنای بیماری و نزاع. این واژه همریشه با نام الهه ایشتار و مفهوم نزاع و خشم در فرهنگ بینالنهرینی است.
- هانی (Hāni): به معنای اکنون و فوری، که با مفهوم زمان و عمل فوری در زبان هوری و گویشهای محلی مرتبط است.
- هِنّی (Hennī): به معنای «وقتی» یا «زمانی که». این واژه که برای اشاره به زمان و نسبتهای زمانی به کار میرود، با دستگاه واژگانی مربوط به زمانبندی و عمل در زبانهای کهن منطقه (مانند هوری) مرتبط است و نشاندهندهٔ حفظ چارچوبهای ذهنی مربوط به زمان در گویش کلهری است.
این شبکه واژگانی نشان میدهد که جامعهٔ منطقه، جهانبینی، ارزشها و الگوهای رفتار اجتماعی خود را در قالب زبان منتقل کرده و این ساختارهای معنایی هنوز در کلهری امروز قابل ردیابی هستند.
۲. نشانههای تداوم فرهنگی
الگوهای رفتار اجتماعی و نظام زیستبومی لولوبیان، از مسیر گویش و فرهنگ بومی، به دوران ماد و سپس به جامعهٔ کلهر امروز انتقال یافته است:
- کوهنشینی و دفاع از قلمرو: همان تقسیمبندی بنیادین کوه و دشت که در روزگار لولوبیان وجود داشت، در الگوهای رفتاری، اجتماعی و حتی اسطورههای محلی تداوم یافته است.
- نامگذاریهای اقلیمی: واژگانی مانند «هَلت» (به معنای دشت گرم، باز و کمارتفاع) و مشابهات آن، گواه فهم و طبقهبندی دقیق زیستبومی هستند که از هزاران سال پیش باقی ماندهاند.
- شیوههای تاکتیکی و اجتماعی: استعارههای برگرفته از گیاه «لولاو» و رفتار پیچنده و قلمروگرای آن، کماکان در اصطلاحات محلی و باورهای اجتماعی منطقه بازتاب دارد.
۳. مادها و یکپارچگی فرهنگی
با شکلگیری دولت ماد، جمعیتهای بومی منطقه به جای حذف یا جایگزینی، در ساختار سیاسی جدید ادغام شدند. این فرآیند سهگانه را میتوان چنین ترسیم کرد:
۱. اتحاد طوایف محلی برای مقابله با تهدید فزایندهٔ آشوریان.
۲. بازسازی هویت سیاسی نو تحت عنوان مشترک «ماد».
۳. حفظ بخش عمدهای از فرهنگ، زبان و تقسیمبندی زیستبومی لولوبیان در چارچوب این هویت نو.
بنابراین، مادها نه مهاجرانی جداگانه، بلکه برآمده از یک تحول درونی و نتیجهٔ یکپارچگی فرهنگی و زبانی همان ساکنان پیشین زاگرس بودند.
۴. گواههای واژگانی و فرهنگی
تحلیل دقیقتر واژگان کلهری نشان میدهد که:
- پسوندها و ریشههای زبانی در کلهری با زبانهای باستانی منطقه (مانند ایلامی، هوری، اکدی) همریشگی نشان میدهند.
- برخی واژههای کلیدی که مفاهیم قدرت، مالکیت، نزاع و زمان را منتقل میکنند، همان جهانبینی کوهنشینی و مرزنشینی لولوبیان را بازتاب میدهند.
- این نشانهها، تداوم زبانی و فرهنگی را از لولوبیان به مادها و سپس به جامعهٔ کلهری امروز به وضوح نمایان میسازند، حتی در فقدان شواهد مکتوب مستقیم.
۵. نتیجهگیری فصل
زبان و فرهنگ، واسطهٔ اصلی حافظهٔ تاریخی زاگرس هستند. گویش کلهری امروز، نه صرفاً یک گویش مدرن، که حامل تجربهها، باورها و تقسیمبندیهای زیستبومی نسلهای پیشین است. مادها، اگرچه نام و ساختار سیاسی تازهای به خود گرفتند، در واقع وارثان مستقیم فرهنگ و رفتار اجتماعی لولوبیان و دیگر اقوام محلی زاگرس بودند.
منبع معتبری که برای تمیز دادن ایلات و طوایف گوناگون کرد(سده دهم قمری) و گویشهای مختلف آن، از آن بهره میگیرند کتاب شرفنامه از امیر شرفخان بدلیسی است که در آن زبان کردها را به چهار گویش: کرمانجی، کلهری، هورامی و سورانی تقسیم میکند و مبین این مطلب است که گویش کلهری یکی از چهار گویش مستقل و مهم زبان کردی است.[نیازمند منبع]
