فصل دوم: دلایل علمی دفاع از نظریه «چهارگانههای کردی»
پژوهشگر: یونس پرویز
محور تداوم استقرار در حوزه جغرافیایی–تاریخی کلهر (زاگرس غربی)
نظریه چهارگانههای کردی بر این دیدگاه استوار است که در بخشی از زاگرس غربی، بهویژه در محدودهای که میتوان آن را حوزه جغرافیایی–تاریخی کلهر نامید، نوعی تداوم بلندمدت استقرار انسانی و پیوست فرهنگی از هزارههای پیشاتاریخ تا دورههای تاریخی قابل مشاهده است.
در این پژوهش منظور از «حوزه جغرافیایی–تاریخی کلهر» محدودهای از زاگرس غربی است که امروزه مناطقی مانند اسلامآباد غرب، گیلانغرب، سرپلذهاب، قصرشیرین، ایوان غرب و خانقین را در بر میگیرد. این منطقه به دلیل پیوستگی طبیعی دشتها، درهها و گذرگاههای کوهستانی، در طول تاریخ به صورت یک واحد جغرافیایی پیوسته عمل کرده و یکی از مسیرهای مهم ارتباطی میان فلات ایران و جلگههای میانرودان بوده است.
نظریه چهارگانههای کردی در این چارچوب بر چهار محور اصلی استوار است:
- پیوستگی جغرافیایی منطقه
- تداوم استقرارهای انسانی در طول زمان
- استمرار برخی عناصر فرهنگی
- و بقای بخشی از حافظه تاریخی و هویتی در جوامع محلی
۱. تداوم آثار در دورههای مختلف تاریخی
در حوزه جغرافیایی– تاریخی کلهر آثار باستانی متعددی از دورههای گوناگون تاریخی شناسایی شده است. گستره زمانی این آثار از هزاره سوم پیش از میلاد تا دورههای تاریخی متأخر را در بر میگیرد و نشان میدهد که این منطقه در طول تاریخ یکی از نواحی مهم استقرار انسانی در زاگرس غربی بوده است.
نمونههایی از آثار مهم منطقه
۱. نقشبرجسته آنوبانینی – سرپلذهاب
این سنگنگاره که به حدود هزاره سوم پیش از میلاد تعلق دارد، یکی از مهمترین آثار مربوط به قوم لولوبی به شمار میرود و از کهنترین اسناد شناختهشده قدرتهای محلی در زاگرس است.
۲. سنگنگاره گودرز
این اثر که معمولاً به دوره اشکانی نسبت داده میشود، نمونهای از هنر صخرهای زاگرس است و صحنهای از یک سواره نظام را به تصویر میکشد.
۳. گوردخمه گلین (فرایکن / دیره)
این گوردخمه صخرهای که به احتمال زیاد به دوره ماد یا آغاز هخامنشی مربوط است، نمونهای از معماری تدفینی در زاگرس به شمار میرود.
۴. تپههای باستانی متعدد در دشتهای منطقه
گیلانغرب و نواحی پیرامونی آن صدها محوطه باستانی شناسایی شده است که ۴۶۰ از آنها در فهرست آثار ملی ثبت شدهاند. این محوطهها نشاندهنده استقرارهای انسانی در دورههای مختلف تاریخی هستند.
۵. کاخ اربابی سراب مورت
این مجموعه که به دوره اشکانی نسبت داده میشود، نشاندهنده وجود مراکز قدرت محلی در منطقه در این دوره است.
۶. چهارطاقیها و بناهای آیینی ساسانی
در بخشهایی از این حوزه بقایای بناهای چهارطاقی مربوط به دوره ساسانی شناسایی شده که احتمالاً کارکردهای آیینی یا حکومتی داشتهاند.
۲. تراکم محوطههای باستانی و مسئله تداوم استقرار
یکی از ویژگیهای مهم حوزه جغرافیایی–تاریخی کلهر، تراکم قابل توجه محوطههای باستانی در این منطقه است. در بسیاری از نقاط این حوزه، استقرارهای انسانی در دورههای مختلف تاریخی در نزدیکی یکدیگر شکل گرفتهاند.
در مطالعات باستانشناسی، چنین الگویی معمولاً به عوامل زیر نسبت داده میشود:
- مناسب بودن شرایط طبیعی برای سکونت
- دسترسی پایدار به منابع آب
- وجود دشتهای حاصلخیز برای کشاورزی
- و قرار گرفتن در مسیرهای ارتباطی مهم
ترکیب این عوامل باعث شده است که این بخش از زاگرس غربی در طول هزاران سال برای سکونت انسانی جذاب باقی بماند.
۳. موقعیت راهبردی در کریدور زاگرس غربی
حوزه جغرافیایی–تاریخی کلهر در یکی از مهمترین مسیرهای طبیعی عبور در زاگرس غربی قرار گرفته است. این مسیر از طریق دشتها و درههای زاگرس، ارتباط میان فلات ایران و جلگههای میانرودان را برقرار میکرده است.
در این شبکه جغرافیایی:
- اسلامآباد غرب دروازه ورود از سمت شرق به ارتفاعات زاگرس به شمار میرود.
- گیلانغرب در مرکز یکی از دشتهای مهم منطقه قرار دارد که به وسیله کوهستان احاطه شده است.
- سرپلذهاب یکی از کهنترین گذرگاههای ارتباطی میان زاگرس و میانرودان بوده است.
- قصرشیرین و خانقین نیز در مسیر ارتباطی با جلگههای غربی قرار دارند.
این موقعیت جغرافیایی باعث شده است که این منطقه نهتنها محل سکونت، بلکه بخشی از شبکه ارتباطی تاریخی زاگرس غربی باشد.
۴. استمرار برخی عناصر فرهنگی
در کنار دادههای باستانشناسی، برخی عناصر فرهنگی در این منطقه نشاندهنده نوعی تداوم فرهنگی در جوامع کوهستانی زاگرس است. از جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- سنتهای تدفینی در گوردخمههای صخرهای
- هنر سنگنگارهای در مناطق کوهستانی
- برخی عناصر پوشاک و نمایش سوارهنظام در آثار هنری
در بسیاری از مناطق کوهستانی، چنین عناصر فرهنگی میتوانند برای دورههای طولانی در حافظه فرهنگی جوامع باقی بمانند.
نتیجهگیری
مجموعه شواهد باستانشناسی و جغرافیایی نشان میدهد که حوزه جغرافیایی–تاریخی کلهر در زاگرس غربی یکی از مناطق مهم استقرار انسانی در طول تاریخ بوده است. تراکم محوطههای باستانی، وجود آثار متعلق به دورههای مختلف تاریخی، و قرار گرفتن در مسیرهای ارتباطی میان فلات ایران و میانرودان، همگی نشان میدهند که این منطقه نقشی قابل توجه در تحولات تاریخی زاگرس داشته است.
بر این اساس، میتوان فرض کرد که بخشی از پیوست فرهنگی و تاریخی جوامع زاگرس در این حوزه جغرافیایی تداوم یافته است. نظریه «چهارگانههای کردی» در تلاش است تا این پیوستهای تاریخی و فرهنگی را در قالب یک چارچوب تحلیلی بررسی کند و نقش مناطق کوهستانی زاگرس را در شکلگیری تحولات تاریخی این بخش از فلات ایران روشنتر سازد.
پژوهشگر: یونس پرویز
از مجموعه: از کلهر تا ماد — روایت نابودی یک فرهنگ
:::

![El rei Anubanini. Porta una destral, un arc i una fletxa. Té el pit nu, una faldilla curta, un barret d'ala ampla i sandàlies[9][10]](https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/2/27/Anubanini_relief_constituents_King_Anubanini.jpg/500px-Anubanini_relief_constituents_King_Anubanini.jpg)












